تبليغاتX
۞ مـــــجنـون جـامـانـــــــــده ۞
شمعیـم و دلـی مشعله ‌افـروز و دگـر هیــچ

 هــو الرحیم !

سلام

حال همـــه ما خوب است اما تو باور مـــکن

سید امیر ، 15 روزی است مشغول شیمی درمانی است کــه همه می دانیم و یا شنیده ایم بسیار درد آور است ولی خدا را شکر هنوز ندیده آنچه ما دیدیم، و فقط شنیده. اما به امید حضرت پروردگار قرار است دوشنبه به منزل بیاید. چقدر دوست داشتم فردا دوشنبه بود.ولی .....

 بانوی سیب  عزیز از دوستانی است درد آشنا که در زمان نبود سید سعادت دوستی اش را به من هدیه کرد، از وقتی با خودش و حرفهایش آشنایم کرد روزی نبود که بی یادش طی کنم.

بهر حال خوش بحالش که اینقدر خوب است و پاک و سبز .

بانوی سیب عزیز دو روز پیش دختر عمویم که همسر جانباز 60 در صد و خود نیز فرزند یکی از سرداران شهید است برایم گفت: که شوهرش برای ویزیت به بیمارستان رسول اکرم رفت ، و آنجا وقتی به برخورد دور از شان لباس شخصی ها  به بیماران اعتراض میکند اول کپسولش را به گوشه ای می اندازند و بعد چهار نفری با مشت ولگد بجانش می افتند ، که الان در یک بیمارستان خصوصی تحت مداواست .و هم چنین میگفت که مادر دو شهید قرارست فردا نشان لیاقتی که از ریاست جمهوری دریافت کرده تقدیم مادر یکی از شهدای روز دوشنبه قبل کند. در ضمن برادر خودم که او هم فرزند شهید است جزو کتک خورده های روز دوشنبه قبل است که اکنون در بیمارستانی در تهران تحت درمان است پس بانوی سیب عزیزم بدان در این درد تنها نیستی. ما زن مظلوم ایرانی هستیم و دردهایمان همیشه مشترک است.و انگار قرار است حالا حالاها گریه کنیم به حال خود و روزگار خود.


ادامه مطلب
+ نوشته شد در  سی ام خرداد 1388 توسط ســـید امـــیر  |    Donbaleh    Balatarin  

  ۞ در بخــش کامنـت برام یـه چـی بنویـس ۞