بنام فروزنده ماه و ناهید و مهر !
عرض ادب
حضرت پروردگار می فرماید :
....و به گواه و مورد گواهى ۳مرگ بر آدمسوزان خندق ۴همان آتش مايهدار و انبوه ۵ آنگاه كه آنان بالاى آن خندق به تماشا نشسته بودند ۶و خود بر آنچه بر سر مؤمنان مىآوردند گواه بودند ۷و بر آنان عيبى نگرفته بودند جز اينكه به خداى ارجمند ستوده ايمان آورده بودند ۸همان خدايى كه فرمانروايى آسمانها و زمين از آن اوست و خداست كه بر هر چيزى گواه است ۹كسانى كه مردان و زنان مؤمن را آزار كرده و بعد توبه نكردهاند ايشان راست عذاب جهنم و ايشان راست عذاب سوزان ۱۰( بروج)
ای برگه رای من تو گواه و گواهی من باش

در داستانها آوردند :
مردی بودکه پیشه بازرگانی داشت.یک روزدربیابانی مقداری بار راحمل میکرد که راهزنی به وی حمله ورشد وهمه دارایی های وی رادزدید. و به اوگفت که تورانیزمی کشم.مردبازرگان هرچه التماسش کرد،موثرنیفتاد.بازرگان باناامیدی گفت،حالاکه مرامی کشی،بکش.دربالای کوهی درآن نزدیکی دوکبک بودند.آن مردگفت،این دوکبک شاهدباشند،که تومرابه ناحق کشتی.سپس مردبازرگان راکشت.
آن بازرگان پسری داشت.سالهاگذشت،تاآن پسربزرگ شدواونیزبه مانند پدرخودبه تجارت پرداخت.روزی گذرش به خانه آن مردی افتاد،که پدرش راکشته بود.درآن خانه دوکبک بودند،که شروع به سخن کردن نمودند.آن مردخنده ایی زد.پسربازرگان ازوی سوال نمود،که چرامی خندی؟
وآن مردنیز ماجرای چندسال پیش رابرای وی بازگونمود.وقتی که پسربازرگان همه چیزرافهمید.گفت،پس توهمان مردی هستی که پدرمرابه ناحق کشتی؟درهمین حال آن مردراکشت وبه جزای خودرساند.پس هرکسی برکس دیگرظلمی روادارد،خداظلم اورابه خودش بازمی گرداند.
پس ای برگه رای ترا شاهد گرفتم .به آنچه این روز ها بما می گذرد.
اینان گویی نمی دانند که مردم نجیبند اما زبون نیستند، شریفند اما بی شهامت نیستند. دیروز دانشجویان بی سلاحمان را در کوی دانشگاه به مسلخ بردید و امروز به نام دین و ولایت مداری "نـــــدا" ی نجابت ما را شهید کردید. حال که نمی خواهید صدای نجیب اصلاحات سبز رابشنوید مطمئن باشید خروش «نــــدا» ی ایران همیشه در گوشتان زمزمه می شود. از این پس هر شب «نـــــدا» ی الله اکبـــــر و هر روز «نـــــــدا»ی خون خواهی را فریاد خواهیم زد.
ندای عزیز !!!
برایت از خداوند طلب آمرزش میکنم.
خداوند اسلام را فرستاد تا چشم دینداران را روشنی بخشد . افسوس که گروهی می خواهد چشممان را هم از ما بگیرد.
...و من یتوکلت علی الله و هو حسبه
ظالمان خوب بدانند در این ایل غریب
گر پدر مرد،تفنگ پدری،هست هنوز
گر چه مردان قبیله،همگی کشته شوند
توی گهواره چوبی پسری هست هنوز
سبز باشید و آفتابی
اما سلام